تبليغاتX
خاطرات مهندسی(همان مهندسی کامپیوتر قدیم)
آداب

آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی به عزم سیر از بغداد بیرون رفت ومریدان از عقب او.
شیخ احوال بهلول را پرسید؛ گفتند او مردی دیوانه است!

گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را درصحرایی یافتند.

شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید: چه کسی؟ گفت: منم شیخ جنید بغدادی. گفت: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟

گفت: آری . گفت: طعام چگونه می‌خوری؟ گفت: اول "بسم الله" می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم"بسم الله" می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم ...

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و گفت: تو می‌خواهی مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی!

پس به راه خود رفت. مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت: سخن راست را از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مهدي مظفري در | موضوع: |
حراج وسايل شيطان

به روایت افسانه‌ها روزی شیطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد
و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهای خود را به شكل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی،
شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود.
ولی در میان آنها یكی كه بسیار كهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت
و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
كسی از او پرسید: این وسیله چیست؟
شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگی‌ست
آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟
شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیلة من است. هرگاه
سایر ابزارم بی‌اثر می‌شوند، فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه
كنم و كاری را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسی را به احساس نومیدی،
دلسردی و اندوه وا دارم، می‌توانم با او هر آنچه می‌خواهم بكنم..
من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به كار برده‌ام. به همین دلیل این قدر
كهنه است.

|+| نوشته شده توسط مهدي مظفري در | موضوع: |
بهلول و ابوحنیفه

آورده اند که روزي ابوحنیفه در مدرسه مشغول تدریس بود، بهلول هم در گوشه اي نشسته و به درس او گوش می داد.

ابوحنیفه در بین درس گفتن اظهار نمود که امام جعفر صادق (ع) سه مطلب اظهار می نماید که مورد تصدیق من نمی باشد و آن سه مطلب بدین نحو است :

اول آنکه می گوید شیطان در آتش جهنم معذب خواهد شد و حال آنکه شیطان خود از آتش خلق شده و چگونه ممکن است آتش او را معذب نماید و جنس از جنس متاذي نمی شود .
دوم آنکه می گوید خدا را نتوان دید حال آنکه چیزي که موجود است باید دیده شود. پس خدا را با چشم می توان دید.

سوم آنکه می گوید مکلف فاعل فعل خود است که خودش اعمال را به جا می آورد حال آنکه تصور و شواهد بر خلاف این است. یعنی عملی که از بنده سر میزند از جانب خداست و ربطی به بنده ندارد.

چون ابوجنیفه این مطالب را گفت بهلول کلوخی از زمین برداشت و به طرف ابوحنیفه پرتاب نمود که از قضا آن کلوخ به پیشانی ابوحنیفه خورد و او را سخت ناراحت نمود و سپس بهلول فرار کرد شاگردان ابوحنیفه عقب او دویده و او را گرفتند و چون با خلیفه قرابت داشت او را نزد خلیفه بردند و جریان را به او گفتند.

بهلول جواب داد ابوحنیفه را حاضر نمایید تا جواب او را بدهم.

چون ابوحنیفه حاضر شد بهلول به او گفت: از من چه ستمی به تو رسیده ؟

ابو حنیفه گفت: کلوخی به پیشانی من زده اي و پیشانی و سر من درد گرفت.

بهلول گفت: درد را می توانی به من نشان دهی؟

ابوحنیفه گفت: مگر می شود درد را نشان داد؟

بهلول جواب داد تو خود می گفتی که چیزي که وجود دارد را می توان دید و بر امام صادق (ع) اعتراض می نمودي و می گفتی چه معنی دارد خداي تعالی وجود داشته باشد و او را نتوان دید
و دیگر آنکه تو در دعوي خود کاذب و دروغگویی که می گویی کلوخ سر تو را به درد آورد زیرا کلوخ از جنس خاك است و تو هم از خاك آفریده شده اي پس چگونه از جنس خود متاذي می شوي
و مطلب سوم خود گفتی که افعال بندگان از جانب خداست پس چگونه می توانی مرا مقصر کنی و مرا پیش خلیفه آورده اي و از من شکایت داري و ادعاي قصاص می نمایی.

ابوحنیفه چون سخن معقول بهلول را شنید شرمنده شده و از مجلس خلیفه بیرون رفت.

 

|+| نوشته شده توسط مهدي مظفري در | موضوع: |
"خداوند پژواک کردار ماست .

مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی  صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .

مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسوول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد.

چوپان زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند . بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کس . صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .

سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او . آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ، اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد .

"خداوند پژواک کردار ماست .

|+| نوشته شده توسط مهدي مظفري در | موضوع: |
افتخار ایرانیان

امید کردستانی، نایب‌رئیس ارشد بخش فروش و عملکرد جهانی در شرکت اینترنتی گوگل است.

در حالی که یاهو ایران را از لیست کشورهای موجود در این سایت حذف کرده است اما گوگل به لطف مدیر ایرانی خود همچنان زبان فارسی را به رسمیت می‌شناسد.
وی مدرک کارشناسی مهندسی برق خود را از دانشگاه ایالتی سن‌خوزه گرفته‌است. وی همچنین در سال 1991 مدرک کارشناسی‌ارشد خود را در رشته «مدیریت بازرگانی» (MBA) از دانشگاه استنفورد گرفت.

او دارای سابقه‌ای بیش از 12 سال در زمینه فناوری سطح بالا در شرکت‌های پیشروی اینترنتی مانند نت‌اسکیپ است. او همچنین نائب‌رئیس بخش توسعه، کسب و کار و فروش در این شرکت بود و توانست بازده مالی وب‌گاه نت‌اسکیپ را در عرض 18 ماه از 88 میلیون دلار در سال به بیش از  200 میلیون دلار در سال برساند.

او کارش را در نت‌اسکیپ در بخش فروش اُای‌ام (OEM) آغاز کرد و در طی دوره چهار ساله که در آن شرکت حضور داشت مسئولیت برقراری ارتباطات تجاری با شرکت‌هایی چون ای‌بِی، سیتی‌بانک، آمریکن‌آن‌لاین، آمازون، تراولاسیتی، اینتل و اکسایت را برعهده داشت.

کردستانی پیش از آغاز کار در نت‌اسکیپ در بخش‌هایی چون بازاریابی، مدیریت محصول و توسعه،کسب و کار در شرکت‌هایی چون 3DO، Go و هیولت-پکارد فعالیت می‌کرده‌ است.
خودش همیشه می‌گوید که خوش‌بینی و امیدواری به آینده ، که از خصلت های مهاجرین است، نقش موثری در موفقیت شغلی اش داشته است.

کردستانی شیک پوش و عجیب غریب در گوگل بخاطر طرز لباس پوشیدن رسمی و در آغوش گرفتن همکاران و رئیس‌هایش می شناسند. او نیمی از ساعات کارش را در مسافرت و بیرون است

دیپلماسی امید کردستانی کردستانی را در گوگل بعنوان یک دیپلمات هم می شناسند: در فضای استرس آلود و شتابنده چنین شرکتی تقریبا هر روزه در اتاق مدیران ارشد جر و بحث های شدیدی در می گیرد و امید همیشه میانجی و قاضی است. برای مثال گوگل، وجود چنین خصلت هایی در یک کارمند ، در لحظات بحرانی بسیار ارزشمند و حساس است. شعار همیشگی کردستانی: ایجاد رابطه، اعتمادسازی، انجام وعده و قول ها ، و نهایتا پولدارتر کردن سهامداران و شرکا است .

کردستاني در 8 مي 2006 در مجله تايم به عنوان يکي از صد نفري که دنيا را شکل داده‌اند نام گرفته‌است. وي هم اکنون يکي از بزرگترين مديران ارشد شرکت گوگل است.

|+| نوشته شده توسط مهدي مظفري در | موضوع: |
سه پرسش سقراط

هر زمان شايعه اي روشنيديدو يا خواستيد شايعه اي را تکرار کنيد اين فلسفه را در ذهن خود داشته باشيد!

در يونان باستان سقراط به دليل خرد و درايت فراوانش مورد ستايش بود. روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت:سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟

سقراط پاسخ داد:"لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي."مرد پرسيد:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصدگفتنش را داري امتحان کنيم. ..

اولين پرسش حقيقت است.کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟مرد جواب داد:"نه،فقط در موردش شنيده ام."سقراط گفت:"بسيار خوب،پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست.

حالا بيا پرسش دوم را بگويم،"پرسش خوبي"آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟"مردپاسخ داد:"نه،برعکس…"سقراط ادامه داد:"پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد:"و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟"مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"سقراط نتيجه گيري کرد:"اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که نه حقيقت داردونه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

 

|+| نوشته شده توسط مهدي مظفري در | موضوع: |
آخرين مطالب وبلاگ
آداب
حراج وسايل شيطان
بهلول و ابوحنیفه
"خداوند پژواک کردار ماست .
افتخار ایرانیان
سه پرسش سقراط
خواص مفید تخمه‏ کدو
خواندنی
باد کنک ها
اولین شانس
کم کم گوساله پرست می شویم و شاید هم شده ایم
امان از جهل
مطلبی خواندم که بد نیست شما هم بخوانید
تو دنیا این عرب ها رو فقط برای پول محترم میشمارند
=============== بد نیست بیاندیشیم =======================
دومین سالگرد افتتاح وبلاگ جهاد دانشگاهی
سخنانی از انیشتن
ایران 196 سال پیش
یك نمونه از ارزشهای ایرانی كه خودمون اونا رو نمی شناسیم رو تصمیم گرفتم براتون بگم
بازگشت
پیام تسلیت
وای چه وبلاگ داغی ؟ ؟ ؟ (به بهانه ی اعلام نمرات دروس دکتر یغمایی)
قابل توجه هم استانیهای علاقمند به موسیقی اصیل ایرانی
مشکلات را زمین بگذارید
تمنای نیاز
دبی رویای تلخ
[جغرافیای آقایان
دعوایی که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر "آن ترک شیرازی" اتفاق افتاده:
======== دوستان چی دلتون میخواست
به بهانه ی خداحافظی با وبلاگ به عنوان یک نویسنده
درباره وبلاگ
این وبلاگ با کلی ذوق در بهمن 86 به منظور هم اندیشی همکلاسی های دوره مهندسی کامپیوتر دانشگاه علمی - کاربردی سمنان تشکیل گردیده و هدف فنی خاصی مورد نظر نبوده فقط محلی است برای دید و بازدید های غیر تصویری دوستان
دنبال چی میگردی ؟؟؟ همینه که میبینی ....
منوی اصلی
صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو وبلاگ
آرشيو مطالب
بهمن 1389 آذر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 بهمن 1388 دی 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386
آرشيو موضوعي
تبریک وتسلیتادبیاخبار خارجیدرس شیوه ارائه مطالبدرس هوش مصنوعیدرس شبیه سازی سیستمدرس کارآفرینیاطلاعیه و فراخوانمتفرقه
پیوندها
وبلاگ داروگگروه کامپیوتر دانشگاه سمناندانشگاه سمناندانشگاه آزادمرجع متخصصینسایت شبکه فناوری اطلاعات سمنانفروشگاه الکترونیکی پارس وی ترفندهاي كامپيوتر
All rights reserved by SNowball